در این وبلاگ در راستای اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیون های صادر شده به دفاع و آگاهی رسانی از حقوق ذاتی و شهروندی مردم عزیز کشورم میپردازم، حقوقی که با سرکوب از تک تک ما سلب شده است و باید این حق را پس بگیریم. این امر تنها با آگاهی ممکن است.

۱۴۰۴ بهمن ۱۷, جمعه

ما شما را به مقام انسانیت می‌رسانیم (بهشت اجباری با جمهوری اسلامی)

چند سال پیش ساعت یازده شب حوالی پارک چیتگر پلیس راهور جلومون وایساد و گفت ماشین ۶ تا اخطار حجاب داره، بعد از بررسی مدارک گفت تا پارکینگ پشت سر من بیاید، من و مریم؛ شوکه از این اتفاق پشت سرش رفتیم

 

و پارکینگ کجا بود؟؟؟
‏ جایی که من تو عمرم هم نرفته بودم، یه جاهایی نزدیک بهشت زهرا...
حالا تصور کنید با وجود چک کردن کارت شناسایی پلیس من و مریم چه حجم اضطراب و استرسی رو کشیدیم وقتی تو اون جاده تاریک از چیتگر تا بهشت زهرا رفتیم. این تروماهای روحی و روانی به این سادگی جبران پذیره؟؟؟؟؟
‏پارکینگ یه کارواش قدیمی بود که دیگه بیشتر شبیه خرابه بود با یه سری آدم که مشخصا اعتیاد از سر و روشون میبارید، وقتی رسیدیم دم در به حدی ترس و استرس به ما غالب شده بود که نمیدونستم چیکار کنم، از یه طرف میخواستم به مریم بگم پیاده شه بیرون بمونه، از طرفی بیرون تو اون منطقه خودش ترس و تاریکی مطلق بود
‏حتی اینقدر سردرگم بودیم که وقتی ماشین رو بردیم تو پارکینگ و در رو پشت سرمون بستن یه دستم هنوز به قفل فرمون بود که مبادا بریزن سرمون، فقط تصور کنید ساعت ۱۲ شب یه دختر و پسر تو یه پارکینگ بی در و پیکر با آدمای معتاد و عملی تو یه منطقه پرت و کور!
نمی‌ترسید؟؟؟؟
تو اون لحظه هیچکس براش مهم نبود ما دو تا جوون ساعت ۱۲ شب تو اون منطقه تاریک و ترسناک چجوری قراره برگردیم خونه‌مون؟! اگه من پول نداشتم چجوری باید از بهشت زهرا تا چیتگر رو طی می‌کردم؟!
مطلقا مهم نیست چون شما باید ارشاد شی و با حجاب!
‏اما آزاد کردن ماشین؛
اول اینکه هرچی اون پلیس حین بردن ماشینتون به پارکینگ میگه رو فراموش کنید، اون حرفا صرفا برای آروم کردن شما برای بردن بدون تنش ماشین به پارکینگه و در واقع حکم همون آب دادن به گوسفند قبل سر بریدنه!
البته طبقه گفته شفاهی سرباز هر توقیف پاداش داره براشون
بعد از یک هفته میری پلیس امنیت گیشا بعد از کوی نصر
اونجا با بی ادب‌ترین سربازهای ممکن مواجه میشی که دائما سعی در پیچوندن و رد کردنتون داره و شانس بیاری اون لحظه یه پلیس کادری دم در باشه تا از شر این اوباش به اصطلاح سرباز قسر در بری. 
‏میری داخل اول، میفرستنت پیش یه اپراتور که حکم پلیس خوب رو داره، بعد میگه برو طبقه پائین کپی بگیر و بابت دو تا ورقه کپی از شما ۱۰ هزار تومن میگیره!
در ضمن یا مالک باید حاضر باشه یا وکالت داشته باشی از مالک در غیر این صورت از در پایین هم رد نمیشی چه برسه به ازاد کردن ماشین
‏بعد که تعهد!!!! دادی که دیگه با دین و ایمان باشی و مقید به قانون!!!! و توام در کمال رضایت!!!! قبول میکنی، میری پلیس به علاوه۱۰ خلافی رو میدی پول پارکینگ(البته سهم پلیس) برات پیامک میشه کارت به کارت!!!!! میکنی و میری سمت پارکینگ و اونجا هم سهم پارکینگ رو میدی و خلاص

‏یک هفته بدون ماشین، هزینه های اسنپ، یه روز کامل معطلی برای ازاد کردن ماشین و تمام هزینه های جانبی که به ما تحمیل شد به علاوه تمام استرس و ترس‌هایی که متحمل میشید و بی احترامی‌هایی که میبینید هزینه‌ی توجیه شدن شما برای حفظ کرامت انسانیتونه!!!

‏از اون شب بند بند وجودمون تو فکر لحظه‌ایه که از اینجا بریم، وطن اونجایی نیست که شما به دنیا اومدی، اونجاییه که آرامش داری، جایی که شان انسان حفظ میشه...

وطن جایی است که انسان ها خودشون تصمیم بگیرند که آیا تمایلی به بهشت رفتن دارند یا خیر.


ارادتمند مردم فهمیمی که برای تفکر ارزش قائل است

و به امبد ایرانی آگاه

سعید بهشتی متین (مهرپاد) 

مذاکره با اسلام!!!!!! چیزی شبیه به یک شوخی تلخ

  مذاکره با اسلام..... تجربه تلخ بیش از 47 سال مردم ایران با این قشر دروغگور، ریا کار و قاتل و مظلوم نما هست ای اروپا ما مردم ایران را خوب ن...