ساعاتی پیش از حمله به مراسم مذهبی یهودیان در سیدنی، احمد قدیری ابیانه، فرزند سفیر پیشین جمهوری اسلامی در استرالیا، در شبکه ایکس مطالبی آشکارا یهودستیزانه منتشر کرد. او جشن حنوکا را «شیطانی» خواند و با استناد به سخنان علی خامنهای، از ضرورت «دفاع معنوی» در ایام این مراسم مذهبی سخن گفت.
این همزمانی را نمیتوان صرفاً اتفاقی دانست. این همان ایدئولوژیای است که سالهاست جمهوری اسلامی آن را تولید، ترویج و صادر میکند.
واژه «شیطانی» همان واژهای است که رهبر جمهوری اسلامی و طرفدارانش سالها پیش درباره کتاب سلمان رشدی به کار بردند. نتیجهاش چه شد؟ تشویق به ترور، صدور فتوا و تلاش برای قتل یک نویسنده در خارج از مرزهای ایران. زبان نفرت، وقتی از تریبون قدرت میآید، به خشونت واقعی ختم میشود.
وقتی ادبیات نفرت از سوی افرادی منتشر میشود که بهواسطه جایگاه خانوادگی و سیاسی به ساختار قدرت نزدیکاند، دیگر با یک اظهار نظر شخصی روبهرو نیستیم، بلکه با بخشی از یک منظومه فکری مواجهایم که سالهاست بازتولید و صادر میشود.
قدیری ابیانه خود را مدرس و پژوهشگر حقوق بینالملل معرفی میکند و در حوزه «عملیات روانی» و اسلام آثاری منتشر کرده است. پدر او نیز بارها بهصراحت از حملات حماس و سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی علیه اسرائیل دفاع کرده است. این پیوستگی نسلی در گفتار و موضعگیری، نشاندهنده ریشهدار بودن این ایدئولوژی در درون ساختار رسمی نظام است.
همین مقامات جمهوری اسلامی و فرزندانشان بارها گفتهاند که باید کاخ سفید را «مسجد» کرد. با وجود صدها مسجد در آمریکا، نماز جمعههای نمایشی خود را در میدان تایمز برگزار میکنند. در استرالیا خیابانها را برای آیینهای مذهبی خود میبندند، اما همزمان از «برخاستن» علیه جشنهای مذهبی یهودیان در همان فضاهای عمومی سخن میگویند.
این دوگانگی تصادفی نیست. این همان منطق ایدئولوژیکی است که دین اسلام را به ابزار تقابل و نفرت تبدیل میکند.
رژیمی که یهودستیزی را عادیسازی میکند و خشونت را در قالب باور دینی توجیه، تهدیدی جدی برای امنیت و همزیستی در جوامع آزاد است. سفارتخانههای چنین نظامی صرفاً نهادهای دیپلماتیک نیستند؛ آنها به کانونهایی برای بازتولید و انتقال این ایدئولوژی تبدیل شدهاند. سکوت در برابر این واقعیت، هزینهای است که دیگران با جان خود میپردازند.
پسر پاک سرزمینم ایران
سعید بهشتی متین (مهرپاد)