در این وبلاگ در راستای اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیون های صادر شده به دفاع و آگاهی رسانی از حقوق ذاتی و شهروندی مردم عزیز کشورم میپردازم، حقوقی که با سرکوب از تک تک ما سلب شده است و باید این حق را پس بگیریم. این امر تنها با آگاهی ممکن است.

۱۴۰۳ شهریور ۱۹, دوشنبه

من کاری نکردم جز اینکه زخمی‌ها رو نجات دادم، سکوت نکردم در برابر وجدانم

 


سارا دلدار بر اثر عوارض گلوله‌های ساچمه‌ای و همچنین عفونتی که به خاطر عدم رسیدگی در زندان دچارش شده بود؛ به قتل رسید. یک قتل دیگر از جمهوری اسلامی. 
سارا دلدار که در جریان کمک به مجروحین در انقلاب زن زندگی آزادی، هدف گلوله ساچمه‌ای سرکوبگران قرار گرفته بود، پس از مدتی به خاطر فعالیتهایش در فضای مجازی بازداشت شد و به  زندان محکوم شد. او پس از گذراندن حدود شش ماه حبس از زندان لاکان رشت به خاطر شرایط سلامتی خود  به صورت مشروط آزاد شد.

او در آخرین پست اینستاگرام خود نوشته بود: 
«اول مرداد هزار و چهارصد و سه
فردا روزی که یکسال پیش از دادگاه مستقیم به #زندان_لاکان_رشت برده شدم هیچ حس و درد و ترسی نداشتم یا حتی نگفتم با خودم کاش این کارو نمیکردم. چون من کاری نکردم جز اینکه زخمی‌ها رو نجات دادم و جراحی کردیم و سکوت نکردم در برابر وجدانم و و‌جز قلمی که جز راستی هیچ ننوشت.
روزها گذشت داخل زندان و تا حکم‌ام اومد: دو تا حکم یک سال و سه ماه و ده روز و شش ماه و خورده‌ای. موندم و ازادی مشروطم اومد. این مدت هر چقدر هر ثانیه چه چیزایی گذشت و بگم بازم کمه.

از بهداشت، از دعواها از سرما از گرما از اینکه آرزوت باشه ماه و آسمون رو ببینی ولی خب همه این چیزا و صد برابرش برای وطن کمه.

 وقتی که اومدم به هیچ کس نگفتم، تا استقبالم نیان تا هیچ گلی نیارن، وقتی ازادی هیچ معنی نداشت.

روزها گذشت. هم‌اش فکر و ذهنم زندان بود… پیش دخترایی که کمکشون کردم و ترک کردن. پیش اینکه وای دعوا نشه وای برف نیاد سردشون میشه…

حتی غذاهایی که هوس کرده بودم و برام درست میکردن نمیخوردم تا اینکه گفتم اینجوری نمیشه… باید بلند شم مثل همیشه رفتم سرکار. خودم از صبح تا شب درگیر کردم تا برسم خونه بخوابم و فکری نکنم همه رو محل کار خندوندم و انرژی دادم تا اینکه کم کم مریض شدم. پیگیری کردم، دکتر رفتم تا اینکه هر روز بدتر عفونت…
... دیگه ادم قبل نبودم، ضعیف ضعیف شدم، کم‌خونی شدید و بزرگ شدن طحال و کلیه و تخمدان… بعد دیدم بچه‌هایی که از زندان اومدن خیلیاشون بیماری زمینه‌ای گرفتن
ولی با تمام این رنج‌ها و دردها ساچمه‌‌های تو بدنم و سرم هر لحظه، ناخوداگاه میبینم خیابون پر از صدای تیر و خون، رژه میرن تو ذهنم و جز مشت کردن ناخن داخل گوشتم هیچ تسلی نیست
ولی باز هم با تمام وجود به تمام شیر زنان سرزمینم افتخار میکنم و روحم پیش خواهرای تو بند که تمام رنجاشونو دیدم و باهاشون زندگی کردم … #زن_زندگی_آزادی »

این یک قتل حکومتی دیگر است. نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم.

به امید آزادی سرزمینم ایران 
سعید بهشتی متین (مهرپاد)

مذاکره با اسلام!!!!!! چیزی شبیه به یک شوخی تلخ

  مذاکره با اسلام..... تجربه تلخ بیش از 47 سال مردم ایران با این قشر دروغگور، ریا کار و قاتل و مظلوم نما هست ای اروپا ما مردم ایران را خوب ن...